ميرزا حسن حسينى فسايى

762

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و در اواسط ماه همين رجب متوكلا على اللّه ، با شش هزار لشكر نظام و بيست و چهار ارابه توپ و سه هزار نفر سوار از تبريز به جانب طهران نهضت فرمود . و در بيست و دويم ماه شعبان اين سال : [ 1250 ] با حشمت دارا و شوكت اسكندرى وارد دار الخلافه طهران گشته ، در باغ نگارستان بر اورنگ خسروى جلوس فرمود . و در بيست و دويم ماه رمضان اين سال : [ 1250 ] از نگارستان « 1 » به ارگ مباركه رفته ، اهالى حرم را ملاقات فرمود و روز چهاردهم همين رمضان « 2 » ، حضرت اقدس اعلى ، محمد شاه در ديوانخانه ارگ طهران ، جلوس مفصل فرموده بر تخت جد امجد ، خاقان صاحبقران برآمده ، تاج كيانى را بر سر گذاشت و با شوكت تمام رخصت سلام عام فرمود و طبق طبق زر و سيم نثار نمود و مجلس جلوس به سعادت درگذشت و به مشاغل ملكى اهتمام رفته ، تمامى خلايق در مهد آسايش غنودند . و ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى در تاريخ ذو القرنين نگاشته است كه چندين تاريخ در وفات و جلوس سلاطين ، شعراى فصاحت پيوند ، به نظم درآورده‌اند ولى هريك نام سلاطين با تمكين را به تخفيف گفته‌اند ، چنان كه حاجى سليمان بيگ صباحى تخلص بيدگلى كاشانى در وفات على مراد خان و جلوس جعفر خان زند ، فرموده است : نوشت كلك صباحى ز قصر سلطانى * على مراد برون شد نشست جعفر خان و مرحوم فتح على خان صبا تخلص ، ملك الشعرا فرموده است : « ز تخت آقا محمد خان شد و بنشست بابا خان » اگرچه اين بندهء مدحتگر ، خوشه‌چين خرمن آنانم ولى طرز فصاحت از اين قطعه آشكار است : از پس فتح على شه شد محمد شه به تخت * رفت سلطانى جليل و خسروى آگه نشست خاورى بنوشت تاريخش كه از تخت شهان * شد برون فتح على شه پس محمد شه نشست و نواب حسين على ميرزا « 3 » فرمانفرماى مملكت فارس چون از قصبه قمشه ، خبر رحلت خاقان صاحبقران را شنيد ، دو نفر سوار به چاپارى روانه كرمان فرمود و برادر كهتر اعيانى خود ، نواب حسن على ميرزا شجاع السلطنه را از واقعه مطلع نموده ، او را احضار به شيراز داشت و خود به شتاب تمام وارد شيراز گرديد و بعد از ورود نواب شجاع السلطنه خطبهء سلطنت و سكه دولت را به نام نواب فرمانفرما نمودند « 4 » و چون نواب معزى اليه ، قوام الملك را كه در اصفهان توقف داشت ، احضار شيرازش فرموده ، تخلف نمود ، ميرزا محمد خان پسر بزرگ او را گرفته ، حكم به قتلش فرمود و به توسط جناب شكر اللّه خان نورى از كشتن نجات يافته ، در ارگ شيراز محبوسش داشتند ، پس نواب فرمانفرما در تدارك و جمع‌آورى لشكر فارس برآمد و نواب شجاع السلطنه و چند نفر از شاهزادگان ديگر و پنج هزار نفر سوار و پياده از ايلات و شهرى را به قصد اصفهان از

--> ( 1 ) . در ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 214 : روز چهاردهم شعبان وارد نگارستان كه از بيرون قلعه شهر است در اوطاقى كه معروف به دلگشاى مىباشد درآمد . در روضة الصفا ، ج 10 ، ص 151 ، نيز : ( 22 شعبان ) است . ( 2 ) . در ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 214 : ( چهاردهم شعبان ) ، در حقايق الاخبار ناصرى ، ص 23 : ( در چهاردهم شعبان وارد عمارت نگارستان گشت و دوم رمضان داخل دار الخلافه ) . در روضة الصفا ، ج 10 ، ص 151 : ( دويم رمضان به ارك مبارك رفته در 14 رمضان در دار الخلافه طهران جلوس نمود ) . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 221 . ( 4 ) . ر ك : حقايق الاخبار ، ص 24 ، ناسخ التواريخ ، ج 2 ، ص 189 : ( نام او را در خطبه عادل شاه ياد كردند و بر سيم و زر على شاه نقش نمودند ) ص 190 .